پویاروز – در کشوری که بخش بزرگی از نارضایتی مردم از دل رانتخواری سهمخواهی خانوادگی و ژن خوب های دستساز بیرون میآید، گاهی یک رفتار ساده میتواند معنای واقعی شرافت سیاسی را دوباره در ذهن جامعه زنده کند. نام سید روحالله موسوی دقیقاً در چنین نقطهای قرار میگیرد جایی که قدرت نه ابزار امتیازگیری بلکه مسئولیتی قابل حسابرسی تلقی میشود.
مرگ تلخ فرزند او جوانی که با وجود موقعیت پدرش مانند هزاران جوان دیگر این سرزمین با موتورسیکلت کار میکرد نه فقط یک حادثه انسانی بلکه سندی اجتماعی است. سندی بر اینکه میتوان نماینده مجلس بود و فرزندت پشت صف همان مردمی بایستد که تو نمایندهشان هستی میتوان قدرت داشت اما از آن نردبان شخصی نساخت. میتوان مسئول بود اما امتیاز ویژهای به خانه نبرد.
این رفتاری است که امروز کمیاب شده رفتاری که بسیاری از مسئولان کشور سالهاست از آن گریزانند و ترجیح دادهاند کشور را قربانی آیندهسازی برای فرزندانشان کنند. این واقعیتی است که مردم بارها با گوشت و پوست لمس کردهاند برخی مسئولان پشت عنوان خدمت تنها برای فرزند و خاندان خود تونلهای ویژه میسازند و مردم را در ترافیک بیپایان بیعدالتی رها میکنند.
در چنین شرایطی طبیعی است که نام و رفتار افرادی مانند سید روحالله موسوی زیر ذرهبین مردم میرود نه برای تقدیس بلکه برای یادآوری اینکه رفتار مسئولانه هنوز ممکن است جامعهای که از وعدههای رنگباخته و شعارهای توخالی خسته شده با حساسیت تمام متوجه میشود چه کسی در عمل به اصول پایبند است و چه کسی تنها در سخن.
این یادآوری ضروری است:
کشوری که مسئولانش فرزندان خود را در مسیر طبیعی زندگی رها کنند نه در شاهراههای اختصاصی کشوری است که بحرانها کمتر به گلوی مردم چنگ میزند.
و مجلسی که اعضایش مسئولیت را به معنای واقعی کلمه بفهمند نه بهعنوان امتیاز خانوادگی بیشک شکل دیگری خواهد داشت.
سید روحالله موسوی نه اسطوره است و نه فراتر از نقد اما رفتار او در این ماجرا یک پیام واضح دارد:
اگر مسئولان به رانت پشت کنندمردم دوباره به سیاست اعتماد می کنند.
