شنبه, ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ / قبل از ظهر / | 2026-05-09
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: 36874 |
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۵۰ | ارسال توسط :
۰
1
ارسال به دوستان
پ

پویاروز – تهران- به‌رسمیت شناختن سومالی‌لند از نقاط اوج یک راهبرد ژئوپلیتیکی پیچیده و طولانی‌مدت است که تل‌آویو با پیگیری دکترین پیرامونی، سال‌ها آن را طراحی و اجرا کرده است.

ایرنا – یک هفته پیش بود که رژیم اشغالگر قدس با به رسمیت شناختن «سومالی‌لند» بار دیگر مخالفت و اعتراضات متعددی را برانگیخت؛ از «دونالد ترامپ» بزرگترین حامی «بنیامین نتانیاهو» که به این اقدام روی خوش نشان نداد تا کشورهای عربی و اسلامی در چارچوب سازمان همکاری اسلامی، اعضای اتحادیه آفریقا و … که اعتراض صریحشان را اعلام داشتند.

تصمیم اسرائیل برای به‌رسمیت شناختن سومالی‌لند را نمی‌توان یک اقدام مقطعی، احساسی یا صرفا دیپلماتیک تلقی کرد. این تصمیم در امتداد یک الگوی تاریخی و به‌شدت محاسبه‌شده قرار دارد که اسرائیل طی دهه‌ها آن را در مناطق پیرامونی جهان عرب و اسلامی پیاده کرده است؛ الگویی که بر شناسایی، تقویت و مشروعیت‌بخشی به واحدهای سیاسیِ جداشده، شکننده یا در حال جدایی استوار بوده و هدف نهایی آن، بازآرایی محیط امنیتی پیرامون اسرائیل، تضعیف دولت‌های مرکزی قدرتمند و ایجاد کمربندی از بازیگران وابسته یا همسو بوده است.

این مدل در سودان جنوبی اجرا شد و اکنون در سومالی‌لند می‌توان رد پای یک راهبرد قدیمی را دید که در ادبیات امنیتی اسرائیل با عنوان «دکترین پیرامونی» شناخته می‌شود. سومالی‌لند در این چارچوب نه یک استثنا، بلکه حلقه‌ای جدید از زنجیره‌ای قدیمی است که این بار به‌طور مستقیم با نبرد ژئوپلیتیک اسرائیل علیه ایران، یمن و محور مقاومت گره خورده است.

 

دکترین پیرامونی؛ ستون فقرات سیاست خارجی اسرائیل

دکترین پیرامونی یکی از بنیادی‌ترین و ماندگارترین مؤلفه‌های سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل به شمار می‌رود، راهبردی که ریشه‌های آن به سال‌های نخست پس از تأسیس این رژیم بازمی‌گردد و همچنان با صورت‌بندی‌های جدید در حال بازتولید است.

فرض مرکزی دکترین پیرامونی این بود که تضعیف انسجام سرزمینی و سیاسی کشورهای عربی و اسلامی، تهدیدات پیرامونی علیه اسرائیل را به‌صورت ساختاری کاهش می‌دهد. در این منطق، هرگونه شکاف قومی، مذهبی یا سرزمینی در جهان عرب یک فرصت راهبردی تلقی می‌شد

درک این دکترین بدون توجه به شرایط ژئوپلیتیکی اسرائیل در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ممکن نیست؛ دوره‌ای که تل‌آویو خود را در محاصره دولت‌های عربیِ متخاصم می‌دید و فاقد عمق راهبردی، جمعیتی و جغرافیایی برای یک تقابل کلاسیک بلندمدت بود.

«دیوید بن‌گوریون» نخست‌وزیر وقت اسرائیل، به همراه چهره‌هایی چون «موشه شرت» و بعدها «شیمون پرز» به این جمع‌بندی رسیدند که بقا و گسترش نفوذ اسرائیل نه از مسیر آشتی با هسته سخت جهان عرب، بلکه از طریق نفوذ در «پیرامون» آن ممکن است.

منظور از پیرامون مجموعه‌ای از بازیگران غیرعرب، اقلیت‌های قومی و مذهبی، و واحدهای سیاسی حاشیه‌ای بود که یا با دولت‌های مرکزی خود در تنش قرار داشتند یا از اساس در وضعیت شکننده سیاسی به سر می‌بردند. این نگاه، اسرائیل را به سمت برقراری روابط نزدیک با کشورهایی چون ایرانِ پیش از انقلاب، ترکیه، اتیوپی و نیز حمایت پنهان از اقلیت‌هایی مانند شورشیان جنوب سودان سوق داد.

فرض مرکزی دکترین پیرامونی این بود که تضعیف انسجام سرزمینی و سیاسی کشورهای بزرگ عربی و اسلامی، تهدیدات پیرامونی علیه اسرائیل را به‌صورت ساختاری کاهش می‌دهد. در این منطق، هرگونه شکاف قومی، مذهبی یا سرزمینی در جهان عرب نه یک بحران، بلکه یک فرصت راهبردی تلقی می‌شد. به همین دلیل، اسرائیل حمایت از پروژه‌های جدایی‌طلبانه یا خودمختار را نه به‌عنوان یک سیاست موردی، بلکه به‌مثابه ابزاری پایدار برای مهندسی موازنه قوا دنبال کرد.

در چنین چارچوبی، اقدام اخیر اسرائیل در به‌رسمیت شناختن سومالی‌لند را باید امتداد طبیعی همین دکترین دانست، راهبردی که این بار نه‌تنها علیه دولت‌های عربی، بلکه در پیوند مستقیم با تقابل با ایران، یمن و معادلات جدید دریای سرخ بازتعریف شده است.

 

سودان جنوبی؛ نمونه الگویی تکرارشونده

سودان جنوبی را می‌توان یکی از روشن‌ترین و مستندترین نمونه‌های اجرای عملی دکترین پیرامونی اسرائیل دانست؛ الگویی که در آن، حمایت هدفمند از شکاف‌های قومی و سرزمینی به ابزاری برای تضعیف دولت‌های بزرگ و تأثیرگذار منطقه‌ای تبدیل می‌شود.

از اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی هم‌زمان با تشدید تنش‌ها میان دولت مرکزی خارطوم و مناطق جنوبی، اسرائیل به‌صورت تدریجی و حساب‌شده ارتباطات خود را با گروه‌های شورشی جنوب سودان آغاز کرد. این ارتباطات محدود به تماس‌های سیاسی نبود، بلکه آموزش نظامی، انتقال تسلیحات سبک و ارائه حمایت‌های اطلاعاتی را نیز دربر می‌گرفت، اقداماتی که در اسناد تاریخی و روایت‌های مقام‌های پیشین اسرائیلی بارها به آن اشاره شده است.

اهمیت سودان برای اسرائیل تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شد. سودان یکی از کشورهای کلیدی جهان عرب و آفریقا به شمار می‌رفت که پیوندهای راهبردی با مصر داشت و در معادلات امنیتی دریای سرخ نقش‌آفرینی می‌کرد. از این منظر، تضعیف انسجام سرزمینی سودان به معنای ایجاد شکاف در یکی از حلقه‌های مهم اتصال جهان عرب بود.

استقلال سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ اگرچه با جنگ داخلی، فروپاشی اقتصادی و بحران‌های سیاسی عمیق همراه شد، اما از نگاه رژیم صهیونیستی، هدف راهبردی اصلی یعنی تجزیه یک واحد ژئوپلیتیکی بزرگ و تبدیل آن به دو بازیگر ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتررا محقق کرد.

پس از اعلام استقلال، اسرائیل از نخستین بازیگرانی بود که دولت جدید سودان جنوبی را به رسمیت شناخت و به‌سرعت روابط امنیتی و اطلاعاتی با جوبا برقرار کرد. هرچند این دولت نوپا هرگز به ثبات پایدار دست نیافت، اما تجربه سودان جنوبی نشان داد که از منظر تل‌آویو، موفقیت یک پروژه الزاماً به ساخت دولت کارآمد منوط نیست؛ بلکه کافی است ساختار پیشین قدرت شکسته شود و موازنه منطقه‌ای به سود اسرائیل تغییر کند.

 

سومالی‌لند؛ نسخه به‌روزشده یک پروژه قدیمی

سومالی‌لند را می‌توان بازتولید به‌روزشده همان الگویی دانست که اسرائیل پیش‌تر در پرونده‌هایی مانند سودان جنوبی به کار بسته بود؛ الگویی که بر شناسایی فرصت‌های ژئوپلیتیکی در دل بحران‌های سرزمینی و تبدیل واحدهای سیاسیِ به‌رسمیت‌نشناخته‌شده به ابزار نفوذ راهبردی مبتنی است.

این منطقه از سال ۱۹۹۱ به‌طور یک‌جانبه از دولت مرکزی سومالی اعلام جدایی کرده، اما به‌دلیل فقدان شناسایی بین‌المللی همواره در وضعیتی میان دولت و منطقه‌ای معلق باقی مانده است؛ وضعیتی که آن را به‌شدت نیازمند پشتیبانی خارجی برای بقا، تثبیت و کسب مشروعیت کرده است.

در چنین فضایی ورود اسرائیل نه بر مبنای ادبیات حقوقیِ «حق تعیین سرنوشت»، بلکه بر پایه محاسبات سخت امنیتی و ملاحظات ژئوپلیتیکی صورت می‌گیرد. تل‌آویو سومالی‌لند را نه به‌عنوان یک دولت نوپا، بلکه به‌مثابه یک دارایی راهبردی می‌نگرد؛ دارایی‌ای که ارزش آن بیش از هر چیز در موقعیت جغرافیایی‌اش نهفته است. بندر بربره و سواحل مشرف به خلیج عدن، سومالی‌لند را به یکی از نزدیک‌ترین نقاط به تنگه باب‌المندب تبدیل کرده است، گلوگاهی که در سال‌های اخیر به صحنه تقابل مستقیم اسرائیل با یمن بدل شده است.

در شرایطی که تهدیدهای دریایی، حملات پهپادی و ناامنی کشتیرانی در دریای سرخ به یکی از دغدغه‌های اصلی اسرائیل تبدیل شده، دسترسی اطلاعاتی و لجستیکی به سواحل مقابل یمن اهمیتی حیاتی پیدا می‌کند.

سومالی‌لند این امکان را فراهم می‌سازد که اسرائیل حتی بدون استقرار رسمی پایگاه نظامی، دامنه نظارت، جمع‌آوری اطلاعات و قدرت مانور خود را گسترش دهد. از این منظر به‌رسمیت شناختن سومالی‌لند را باید نه یک اقدام نمادین دیپلماتیک، بلکه گامی حساب‌شده در امتداد یک پروژه قدیمی دانست، پروژه‌ای که هدف آن، بازتعریف موازنه قدرت در شاخ آفریقا و تعمیق فشار ژئوپلیتیکی بر محور مقاومت است.

 

نقش موساد؛ دیپلماسی پنهان پیش از اعلام رسمی

بررسی الگوی رفتاری اسرائیل در پرونده سومالی‌لند بدون توجه به نقش محوری موساد، تصویری ناقص و سطحی به دست می‌دهد. گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های عبری و تحلیل‌های مراکز مطالعاتی غربی نشان می‌دهد که شناسایی رسمی سومالی‌لند، نتیجه یک تصمیم دفعی یا واکنش کوتاه‌مدت به تحولات دریای سرخ نبوده، بلکه محصول سال‌ها دیپلماسی پنهان، نفوذ تدریجی و سرمایه‌گذاری اطلاعاتی بوده است. این الگو پیش‌تر نیز در پرونده‌هایی مانند سودان جنوبی و حتی برخی کشورهای آفریقای شرقی و مرکزی به‌طور کامل تکرار شده است.

مطابق ارزیابی‌ها، موساد در چنین پرونده‌هایی معمولا پیش از ورود رسمی دستگاه دیپلماسی عمل می‌کند. هدف این رویکرد، ایجاد شبکه‌ای از اعتماد شخصی با نخبگان محلی، شناسایی شکاف‌های قدرت و آماده‌سازی بستر امنیتی و سیاسی برای تصمیمات رسمی بعدی است.

سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های امنیتی، تبادل اطلاعات و ارائه مشاوره‌های غیرعلنی در حوزه‌های امنیتی و به اصطلاح ضدتروریسم از جمله ابزارهایی بوده که موساد برای تثبیت حضور غیررسمی خود به کار گرفته است.

واکنش‌های شدید عربی، اسلامی و بین‌المللی و تاکید بر بر اصل تمامیت ارضی سومالی، نشان می‌دهد که پیامدهای این اقدام محدود به آفریقا نیست و می‌تواند الگویی خطرناک برای مشروعیت‌بخشی به تجزیه‌های مشابه در دیگر نقاط جهان ایجاد کند

تحلیلگران غربی تأکید می‌کنند که این نوع حضور کم‌هزینه و کم‌سر و صدا به اسرائیل اجازه می‌دهد بدون پذیرش هزینه‌های حقوقی و سیاسی شناسایی رسمی، منافع راهبردی خود را تأمین کند.

در این چارچوب، اعلام رسمی شناسایی سومالی‌لند را باید نقطه پایانی یک فرآیند طولانی و نه نقطه آغاز آن دانست. تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد که وقتی موساد برای سال‌ها در یک منطقه فعال بوده، تصمیم سیاسی نهایی معمولا تنها صورت‌بندی علنی واقعیتی است که پیش‌تر در لایه‌های پنهان امنیتی تثبیت شده است. این منطق، سومالی‌لند را به نمونه‌ای دیگر از هم‌پوشانی ساختاری میان دیپلماسی رسمی اسرائیل و بازوی اطلاعاتی آن تبدیل می‌کند.

 

نتیجه

به‌رسمیت شناختن سومالی‌لند توسط اسرائیل را نمی‌توان تنها به‌عنوان یک اقدام دیپلماتیک منفرد تلقی کرد. این تصمیم، نقطه اوج یک راهبرد ژئوپلیتیکی پیچیده و طولانی‌مدت است که تل‌آویو با پیگیری دکترین پیرامونی، سال‌ها آن را طراحی و اجرا کرده است.

تجربه‌های پیشین از سودان جنوبی گرفته تا پروژه‌های مشابه در آفریقا و خاورمیانه نشان می‌دهد که هدف اسرائیل هرگز ایجاد دولت‌های باثبات یا توسعه‌یافته نبوده، بلکه تغییر موازنه قدرت در محیط پیرامونی و ایجاد گسل‌های ساختاری در میان بازیگران منطقه‌ای است.

سومالی‌لند با موقعیت استراتژیک خود در ساحل دریای سرخ و نزدیکی به تنگه باب‌المندب به ابزاری کم‌نظیر برای نفوذ اسرائیل تبدیل شده است. این منطقه نه تنها امکان افزایش توان عملیاتی و نظارت امنیتی بر مسیرهای دریایی حیاتی را فراهم می‌کند، بلکه در تقابل غیرمستقیم با ایران و محدودسازی توان مانور انصارالله در یمن نیز کاربرد دارد. از منظر تل‌آویو، ترکیب روابط امنیتی، دیپلماسی پنهان موساد و همکاری‌های منطقه‌ای با برخی دولت‌ها و نیز پشتیبانی‌های محتاطانه آمریکا، این پروژه را به مرحله‌ای از نفوذ پایدار تبدیل کرده است.

واکنش‌های شدید عربی، اسلامی و بین‌المللی از جمله تأکید اتحادیه اروپا و اتحادیه آفریقا بر اصل تمامیت ارضی سومالی، نشان می‌دهد که پیامدهای این اقدام محدود به آفریقا نیست و می‌تواند الگویی خطرناک برای مشروعیت‌بخشی به تجزیه‌های مشابه در دیگر نقاط جهان ایجاد کند.

به‌رسمیت شناختن سومالی‌لند بخشی از یک شطرنج راهبردی بزرگ است؛ شطرنجی که در آن هر حرکت، اعم از دیپلماسی آشکار یا نفوذ اطلاعاتی پنهان، با هدف تغییر معادلات قدرت و تثبیت نفوذ بلندمدت انجام می‌شود. نادیده گرفتن این واقعیت، به معنای کاهش پیچیدگی یک راهبرد عمیق و تاریخی به یک رویداد صرف خبری است؛ خطایی که هزینه آن دیر یا زود در بی‌ثباتی‌های گسترده‌تر منطقه‌ای آشکار خواهد شد.

 

منابع:

الجزیره: معاریف: الاعتراف بأرض الصومال یعزز قدرات إسرائیل علی مواجهه الیمن وإیران

بی بی سی عربی: ما هی أرض الصومال التی اعترفت بها إسرائیل دوله مستقله؟

الشرق الاوسط: ما الذی ستجنیه إسرائیل من الاعتراف بـ«أرض الصومال»؟

العربیه: ۲۱ دوله ترفض اعتراف إسرائیل بأرض الصومال

نون بست: “عقیده المحیط”.. کیف توسع “إسرائیل” نفوذها عبر الأقلیات؟

المصری الیوم: إسرائیل وإثیوبیا.. علاقات «سریّه» وصفقات «مشبوهه»

 

 

 

منبع خبر ( ایرنا ) است و پویا روز | pooyarooz.ir در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 36874 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  09120720761  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پویا روز | pooyarooz.ir مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.
لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پویا روز | pooyarooz.ir در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نظرتان را بیان کنید