کودک طلایی؛ افتخار یا بار روانی سنگین؟
پویاروز – تهران- در برخی خانوادهها، یک کودک ناخواسته در جایگاهی قرار میگیرد که باید همیشه بهترین باشد، بیخطا، موفق و مایه افتخار. این نقش که در روانشناسی غیررسمی از آن با عنوان کودک طلایی یاد میشود، اگرچه در ظاهر مثبت به نظر میرسد، اما میتواند پیامدهای پنهان و ماندگاری بر سلامت روان کودک و روابط خانوادگی او بر جا بگذارد.
حقوق کودک در عصر مصرفگرایی؛ آیا استقلال از دست میرود؟
پویاروز – تهران- در دنیای پر زرق و برق امروز، برندها با ظرافت به دنیای کودکان نفوذ کرده و این پرسش اساسی را مطرح میکنند: آیا ذهنهای در حال رشد فرزندان ما، در این بمباران تبلیغاتی، توانایی حفظ استقلال در انتخاب، خلاقیت و شکلگیری هویت را از دست نمیدهند؟
هدف از جنگیدن؛ چیزی برای دوست داشتن «حب الوطن»
در بین ما مادران همیشه دغدغه تربیت فرزند چیز مهمی است. گاهی خواب را از چشممان می گیرد و گاهی لقمه را در گلو نگه می دارد. گاهی هم بادمجان در روغن را یا حتی پیراهن همسر را که اتوی رویش مانده جوری می سوزاند که تا به خودمان بیاییم دیر شده است.. عجیب است این هزارتوی پیچیده تربیت فرزند.
تربیت هویتی در دنیای چندفرهنگی؛ همزیستی با تفاوتها
در دنیای امروز، جایی که مرزهای فرهنگی به سرعت در حال محو شدن و جهان به یک “دهکده جهانی” تبدیل میشود، تربیت کودکان در محیطی چندفرهنگی چالشی بزرگ اما در عین حال فرصتی بینظیر به شمار میآید. کودکان امروز از دنیای متنوعی از فرهنگها، زبانها و سنتها عبور میکنند و همین امر میتواند نقشی کلیدی در شکلگیری هویتهای پیچیده و توانمندیهای ارتباطی آنها داشته باشد.
شکلات تلخ بلاگری؛ بازی درنده کودکان
در عصر ارتباطات دیجیتال، اینترنت به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره ما، به ویژه برای کودکان و نوجوانان تبدیل شده است. با گسترش پلتفرمهای رسانههای اجتماعی و برنامههای پیامرسانی فوری، جوانان اکنون دسترسی بیسابقهای به اطلاعات، ارتباطات و بیان خلاق دارند. با این حال، در کنار این مزایا، تهدیدهای بسیاری قرار دارد و یک واقعیت شوم نهفته است به نام بهره کشی و سوء استفاده از کودکان به صورت آنلاین.
چرا مادرها از مدرسه رفتن بچه ها نگرانند؟ | مامان های دیروز، مامان های امروز
همیشه فکر میکردم بچه مدرسهای داشتن خیلی چیز خفنی است. صبح تا ظهر برای خودم هرکاری بخواهم ترتیب میدهم. اما وقتی مامانهای دیگر، پروژه صبح بیدارشو و به بچه صبحانه بده، شبهای امتحان جایی نرو و… را پیش رویم گذاشتند وا رفتم. ترسهای تازهای داشت رخ نشانم میداد.