پویاروز – تهران- تحلیل و بررسی سند راهبرد دفاع ملی ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۲۶ مستلزم نگاهی فراتر از یک متن صرفاً نظامی است؛ این سند نهتنها بازتابدهنده دکترین دفاعی آمریکا، بلکه آیینهای از تحولات عمیق در نظم بینالمللی، برداشت ایالات متحده از تهدید و تعریف این کشور از جایگاه خود در جهانی در حال گذار به شمار میرود.
ایرنا – شنبه، چهارم بهمنماه (۲۵ ژانویه ۲۰۲۶) وزارت جنگ (دفاع) آمریکا جدیدترین سند راهبرد دفاع ملی را منتشر کرد. سند راهبرد دفاع ملی، سندی کلیدی است که از سوی وزارت دفاع ایالات متحده تدوین میشود و به تشریح اهداف، اولویتها و استراتژیهای دفاعی کشور میپردازد. این سند بهطور معمول هر چهار سال یکبار بهروزرسانی میشود و به عنوان یک ابزار مهم برای هدایت سیاستهای دفاعی و نظامی ایالات متحده عمل میکند.
این سند در کنار تشریح رویکرد دولت به بخشهایی چون سرزمین اصلی و نیمکره غربی، چین، روسیه و کره شمالی، به ایران هم پرداخته است. آنچه در سند راهبرد دفاع ملی آمریکا در خصوص ایران گفته شده تکرار ادعاهای ماههای اخیر ترامپ در خصوص «نابودی برنامه هستهای ایران» در عملیات چکش نیمهشب، تضعیف «محور مقاومت»، نقشآفرینی ایران در بحرانهای منطقه و مانعسازی در مسیر ایجاد صلح در منطقه، احتمال بازسازی توان نظامی و تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای و … است.
آنچه در سند راهبرد دفاع ملی آمریکا در خصوص ایران گفته شده تکرار ادعاهای ماههای اخیر ترامپ در خصوص «نابودی برنامه هستهای ایران» در عملیات چکش نیمهشب، تضعیف «محور مقاومت»، نقشآفرینی ایران در بحرانهای منطقه و مانعسازی در مسیر ایجاد صلح در منطقه، احتمال بازسازی توان نظامی و تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای و … است
در بخشی از این سند آمده است: در عین حال، فرصتهای مهمی نیز پیش روی ایالات متحده قرار دارد. اسرائیل بارها نشان داده است که با پشتیبانی محدود اما حیاتی آمریکا، توان و اراده دفاع از خود را دارد و یک متحد الگو به شمار میرود. اکنون فرصتی فراهم شده است تا اسرائیل بیش از پیش برای دفاع از خود و پیشبرد منافع مشترک توانمند شود؛ فرصتی که بر تلاشهای تاریخی رئیسجمهور ترامپ برای برقراری صلح در خاورمیانه (غرب آسیا) بنا شده است. همچنین در منطقه خلیج فارس، شرکای ایالات متحده بیش از پیش آمادگی و توانایی دارند که در برابر ایران و نیروهای نیابتی آن از خود دفاع کنند، از جمله از طریق خرید و بهکارگیری سامانههای نظامی آمریکایی. این امر فرصتهای بیشتری برای توانمندسازی شرکا و نیز تقویت همگرایی میان بازیگران منطقهای فراهم میآورد.
اندیشکده راهبرد تحول خلاق در شماره بهمن ماه ۱۴۰۴ نشریه «بررسی راهبردی» خود به بررسی تازهترین سند راهبرد دفاع ملی ایالت متحده آمریکا پرداخته است. در ادامه نگاهی انداختهایم به تحلیل این اندیشکده از تازهترین سند راهبرد دفاع ملی آمریکا.
تحلیلی بر سند راهبردی دفاعی ۲۰۲۶ آمریکا
سند راهبردی دفاعی ۲۰۲۶ ایالات متحده آمریکا را نمیتوان صرفاً یک متن امنیتی–نظامی تلقی کرد؛ این سند در واقع بازتابدهنده یک کلانروایت سیاسی، ژئوپلیتیکی و هویتی از نقش آمریکا در نظم بینالمللِ در حال گذار است. اگرچه ظاهر سند بر مؤلفههای دفاعی، بازدارندگی و آمادگی نظامی متمرکز است، اما در لایههای عمیقتر، حامل پیامهایی روشن درباره رهبری جهانی، مدیریت بحرانها، بازتعریف دشمن و دوست و تلاش برای تثبیت جایگاه هژمونیک ایالات متحده در برابر روندهای چندقطبی است.
ایران دیگر ضعیف نیست
یکی از زمینههای مهم شکلگیری این سند، تصویرسازی جدید از ایران پس از جنگ ۱۲روزه است. برخلاف برخی برآوردهای پیشین، سند دفاعی آمریکا بهصورت ضمنی میپذیرد که ایران نه یک بازیگر فروپاشیده و ضعیف، بلکه کنشگری مقاوم، تطبیقپذیر و برخوردار از ظرفیتهای بازدارنده است. این پذیرش، هرچند بهصراحت بیان نمیشود، اما در نوع ادبیات، سطح تهدیدپنداری و میزان توجه به رفتار منطقهای ایران قابل مشاهده است. به بیان دیگر، آمریکا در این سند تلاش میکند میان «مهار ایران» و «اغراق نکردن در ضعف آن» توازن برقرار کند؛ چرا که تصویرسازی از یک دشمن کاملاً ضعیف، توجیهگر حضور و هزینههای سنگین آمریکا نخواهد بود.
قدرتنمایی آمریکا و قواعد جدید
در سطح کلانتر، سند دفاعی ۲۰۲۶ بهروشنی بازتابدهنده رویکرد «کشورگشایی سیاسی–رهبریمحور» در گفتمان ترامپ است. در این چارچوب، رهبری آمریکا نه صرفاً از مسیر نهادهای بینالمللی، بلکه از طریق قدرت سخت، اراده سیاسی و نمایش قاطعیت تعریف میشود. ترامپ در این روایت، آمریکا را بازیگری میبیند که باید ابتکار عمل را در جهان به دست گیرد، قواعد را بازنویسی کند و اجازه ندهد خلأ قدرت، توسط رقبای نوظهور پر شود.
سند راهبردی دفاعی ۲۰۲۶ ایالات متحده آمریکا را نمیتوان صرفاً یک متن امنیتی–نظامی تلقی کرد؛ این سند بازتابدهنده یک کلانروایت سیاسی، ژئوپلیتیکی و هویتی از نقش آمریکا در نظم بینالمللِ در حال گذار است
تصویرسازی از آمریکا به عنوان مهارکننده بی ثباتی در جهان
بر همین اساس، آمریکا در این سند در نقش «مدیریتکننده و منجی جهانی» بازنمایی میشود؛ کشوری که خود را مسئول مهار بحرانها، جلوگیری از بیثباتی و نجات نظم جهانی از فروپاشی معرفی میکند. این تصویرسازی، همزمان دو کارکرد دارد: از یکسو مشروعیتبخشی به مداخلات فرامرزی و از سوی دیگر، القای این پیام که بدون آمریکا، جهان وارد چرخهای از هرجومرج، جنگ و بیثباتی خواهد شد.
آمریکا و مقابله با چندجانبهگرایی
در برابر گفتمان چندقطبی، سند دفاعی ۲۰۲۶ موضعی انتقادی و حتی ستیزنده اتخاذ میکند. چندقطبیسازی جهان نه بهعنوان یک روند طبیعی، بلکه بهمثابه تهدیدی علیه ثبات بینالمللی معرفی میشود. در مقابل، قدرت هژمونیک آمریکا بهعنوان تنها ضامن نظم، امنیت و پیشبینیپذیری برجسته میگردد. این رویکرد نشان میدهد که واشنگتن نهتنها چندقطبی شدن را نمیپذیرد، بلکه در پی خنثیسازی گفتمانی و عملی آن است.
قدرت نظامی، ستون فقرات رهبری جهانی
تأکید ویژه سند بر رهبری نظامی آمریکا نیز در همین چارچوب قابل فهم است. قدرت نظامی نهتنها ابزار دفاع، بلکه ستون فقرات رهبری جهانی آمریکا معرفی میشود. حفظ برتری تکنولوژیک، آمادگی برای جنگهای چندجبههای و نمایش قدرت بازدارنده، همگی بهعنوان مؤلفههای غیرقابل جایگزین رهبری جهانی مطرح میشوند.
توجیه دفاع از سرزمین آمریکا
در عین حال، سند تلاش میکند تمامی این اقدامات را ذیل مفهوم «دفاع از سرزمین آمریکا» توجیه کند. به بیان دیگر، مداخلات دوردست، حضور نظامی در مناطق بحرانخیز و هزینههای کلان دفاعی، نه بهعنوان ماجراجویی خارجی، بلکه بهعنوان ضرورتی برای امنیت داخلی آمریکا بازنمایی میشود. این پیوندسازی میان امنیت جهانی و امنیت سرزمینی، نقش مهمی در اقناع افکار عمومی داخلی دارد.
یکی دیگر از محورهای مهم سند، تقسیم هزینههای دفاعی با شرکا و متحدان است. آمریکا ضمن حفظ نقش رهبری، بهصراحت اعلام میکند که دیگر حاضر نیست بهتنهایی بار امنیت جهانی را به دوش بکشد. این رویکرد، هم نشاندهنده فشار اقتصادی داخلی است و هم تلاشی برای مسئولسازی متحدان در چارچوب نظم موردنظر واشنگتن.
بازگشت به خاورمیانه (غرب آسیا) و ایجاد ثبات آمریکایی
در نهایت، خاورمیانه (غرب آسیا) در سند دفاعی ۲۰۲۶ بهعنوان منطقهای ذاتاً بیثبات، بحرانزا و مستعد درگیری معرفی میشود. آمریکا خود را بازیگری میداند که یا بحرانهای این منطقه را حل کرده، یا آنها را مهار میکند.
این روایت، ضمن نادیدهگرفتن ریشههای درونزا و نقش مداخلات خارجی، حضور مستمر آمریکا در منطقه را ضروری و اجتنابناپذیر جلوه میدهد.
در مجموع، سند راهبردی دفاعی ۲۰۲۶ آمریکا را میتوان تلاشی هماهنگ برای بازتولید هژمونی، مشروعیتبخشی به رهبری نظامی و مقابله با نظم در حال گذار جهانی دانست؛ سندی که بیش از آنکه فقط دفاعی باشد، بیانیهای سیاسی درباره «آمریکا و جهان آینده» است.
تلاش برای ضربه به مقاومت و مهار ایران
سند راهبردی دفاعی ۲۰۲۶ ایالات متحده را باید یکی از مهمترین متون راهنمای سیاست امنیتی و ژئوپلیتیکی آمریکا در دهه پیشِ رو دانست؛ سندی که در ظاهر به تنظیم اولویتهای دفاعی میپردازد، اما در واقع حامل یک چارچوب کلان برای بازتعریف نقش آمریکا در خاورمیانه (غرب آسیا) و نحوه مواجهه با بازیگرانی چون ایران است. این سند، بیش از آنکه محصول یک نگاه صرفاً نظامی باشد، برآمده از یک درک راهبردی از تحولات پساجنگهای محدود، تغییر موازنههای منطقهای و افول تدریجی قطعیت هژمونیک آمریکاست.
برخلاف برخی برآوردهای پیشین، سند دفاعی آمریکا بهصورت ضمنی میپذیرد که ایران نه یک بازیگر فروپاشیده و ضعیف، بلکه کنشگری مقاوم، تطبیقپذیر و برخوردار از ظرفیتهای بازدارنده است
یکی از نقاط عزیمت کلیدی سند، تصویرسازی جدید از ایران پس از جنگ ۱۲روزه است. آمریکا در این سند، بدون پذیرش رسمی شکست یا عقبنشینی، ناچار به بازبینی ارزیابیهای پیشین خود از توان ایران شده است. ایران نهتنها بهعنوان یک تهدید نظامی مستقیم، بلکه بهمثابه یک قدرت منطقهای دارای عمق راهبردی، شبکههای نفوذ چندلایه و ظرفیت تابآوری بالا معرفی میشود. این تغییر لحن، بیانگر آن است که واشنگتن دریافته راهبرد «فشار حداکثری» و تکیه بر فرسایش سریع، نتوانسته ایران را به یک بازیگر منفعل یا فروپاشیده تبدیل کند.
آمریکا علل بحران یا مدیریت بحران؟
در همین چارچوب، خاورمیانه (غرب آسیا) در سند دفاعی ۲۰۲۶ نه بهعنوان منطقهای در حال خروج از بحران، بلکه بهمثابه یک میدان دائمی تنش و بیثباتی بازنمایی میشود. این تصویرسازی دو کارکرد اساسی دارد: نخست، توجیه استمرار حضور نظامی آمریکا در منطقه و دوم، مشروعیتبخشی به مهار بازیگران مستقل منطقهای، بهویژه ایران. بیثباتی منطقهای نه نتیجه مداخلات خارجی، بلکه ویژگی ذاتی خاورمیانه (غرب آسیا) معرفی میشود؛ گزارهای که مسئولیت آمریکا را از علل بحرانها میزداید و نقش آن را به «مدیریت بحران» تقلیل میدهد.
تقلا برای مهار و مدیریت چند لایه ایران
ایران در این سند، در جایگاهی دوگانه قرار میگیرد: از یکسو بهعنوان عامل بیثباتی منطقهای معرفی میشود و از سوی دیگر، بهطور ضمنی بهعنوان بازیگری که بدون درنظرگرفتن آن امکان طراحی نظم امنیتی خاورمیانه (غرب آسیا) وجود ندارد. این تناقض، نشاندهنده بنبست راهبردی آمریکا در مواجهه با ایران است؛ بنبستی که نه به حذف ایران میانجامد و نه به پذیرش رسمی نقش آن، بلکه به سیاست مهار فعال، مدیریتشده و چندلایه ختم میشود.
خاورمیانه (غرب آسیا) و نظم جدید جهانی
سند دفاعی ۲۰۲۶ همچنین تلاش میکند ایران را در پیوند با نظم چندقطبی در حال شکلگیری تعریف کند. نزدیکی ایران به قدرتهایی چون چین و روسیه، نه صرفاً بهعنوان همکاری تاکتیکی، بلکه بهعنوان بخشی از چالش ساختاری علیه رهبری آمریکا تفسیر میشود. از این منظر، ایران از یک مسئله منطقهای فراتر رفته و به گرهای در رقابت کلان قدرتها تبدیل شده است. همین برداشت، موجب برجستهسازی ایران در اسناد دفاعی آمریکا شده و جایگاه آن را در محاسبات راهبردی ارتقا داده است.
در برابر این روند، آمریکا در سند ۲۰۲۶ بهصراحت بر رد نظم چندقطبی تأکید میکند. چندقطبیسازی، بهویژه در خاورمیانه، بهعنوان عامل افزایش ناامنی، تشدید رقابتهای منطقهای و تضعیف نظم بینالمللی معرفی میشود. در مقابل، هژمونی آمریکا بهعنوان تنها چارچوب قابل اتکا برای مهار بحرانها و جلوگیری از جنگهای گسترده برجسته میگردد. این گزاره، بهطور مستقیم، تلاشهای ایران برای تثبیت نقش مستقل منطقهای را زیر سؤال میبرد.
تاکید بر رهبری نظامی آمریکا
تأکید پررنگ سند بر رهبری نظامی آمریکا، بهویژه در خاورمیانه، نشاندهنده این واقعیت است که واشنگتن هنوز ابزار نظامی را اصلیترین اهرم مهار ایران میداند. با این حال، لحن سند حاکی از آن است که آمریکا دیگر بهدنبال مداخلههای پرهزینه و مستقیم نیست، بلکه بر مدیریت از راه دور، استفاده از متحدان منطقهای، و ترکیب قدرت سخت با فشار سیاسی و اقتصادی تکیه دارد. این تغییر رویکرد، نتیجه تجربههای پرهزینه آمریکا در عراق، افغانستان و بحرانهای نیابتی منطقه است.
ضرورت تقسیم هزینهها با شرکا
در همین راستا، تقسیم هزینههای دفاعی با شرکا بهعنوان یکی از ستونهای سیاست خاورمیانهای آمریکا مطرح میشود. ایالات متحده تلاش میکند بار مهار ایران و مدیریت بحرانهای منطقه را میان متحدان خود توزیع کند؛ بدون آنکه از نقش رهبری یا کنترل راهبردی عقبنشینی کند. این سیاست، هم بیانگر محدودیتهای داخلی آمریکا و هم نشانهای از بازتعریف نقش آن از «مداخلهگر مستقیم» به «مدیر امنیت منطقهای» است.
از منظر توجیه داخلی، تمامی این اقدامات در سند ذیل مفهوم «دفاع از سرزمین آمریکا» بازتعریف میشود. ایران و بیثباتی خاورمیانه (غرب آسیا) بهعنوان تهدیدات غیرمستقیم اما مؤثر بر امنیت داخلی آمریکا معرفی میشوند؛ تهدیداتی که اگر در مبدأ مهار نشوند، میتوانند به خاک آمریکا سرریز شوند. این پیوندسازی، کارکردی کلیدی در اقناع افکار عمومی و کنگره برای استمرار هزینههای نظامی دارد.
در مجموع، سند راهبردی دفاعی ۲۰۲۶ آمریکا با تمرکز بر ایران و خاورمیانه، بیش از آنکه نشانه اعتمادبهنفس کامل باشد، بازتابدهنده نوعی نگرانی راهبردی است. ایران نه حذفشده و نه مهار کاملشده تلقی میشود؛ بلکه بهعنوان یک مسئله پایدار و پیچیده در دستور کار امنیتی آمریکا باقی میماند. خاورمیانه (غرب آسیا) نیز همچنان صحنه آزمون توان آمریکا برای حفظ هژمونی در جهانی است که بهسرعت در حال گذار به نظمی متفاوت است.
راهبردهای جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با سند راهبرد دفاعی ایالات متحده آمریکا ۲۰۲۶
سند راهبرد دفاع ملی آمریکا در سال ۲۰۲۶ بیانگر تغییری معنادار در منطق اعمال قدرت این کشور است؛ تغییری که از مداخلهگری مستقیم و پرهزینه بهسوی بازدارندگی ترکیبی، ائتلافسازی، و مدیریت تهدیدات در سطح زیر آستانه جنگ حرکت میکند. این تحول، بیش از آنکه نشانه افزایش توان آمریکا باشد، بازتابی از محدودیتهای راهبردی، خستگی ژئوپلیتیکی و ضرورت تمرکز بر رقابتهای اولویتدار، بهویژه با چین، است. در چنین چارچوبی، جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یکی از بازیگران مستقل و غیرهمسو با نظم مطلوب آمریکا، ناگزیر از طراحی راهبردهایی متناسب با منطق جدید قدرت آمریکایی است.
راهبرد ایران در برابر سند راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶آمریکا نه بر تقابل کلاسیک و نه بر سازگاری منفعلانه استوار است، بلکه بر مدیریت هوشمند تقابل، خنثیسازی بازدارندگی آمریکا و افزایش هزینههای مهار ایران تمرکز دارد. این راهبرد، ماهیتی چندلایه، تدریجی و نامتقارن دارد و در پی آن است که آمریکا را در وضعیتی میان «ناتوانی از جنگ» و «ناتوانی از تحمیل اراده» قرار دهد.
نخستین مؤلفه راهبرد ایران، بازدارندگی فعال و نامتقارن است. در حالی که سند دفاعی آمریکا بر اجتناب از جنگهای پرهزینه و تمرکز بر دفاع از سرزمین اصلی تأکید دارد، ایران تلاش میکند هرگونه درگیری احتمالی را به سناریویی چندجبههای، غیرقابل پیشبینی و پرهزینه برای طرف مقابل تبدیل کند. توسعه و تنوعبخشی به توان بازدارندگی، بهویژه در حوزههای موشکی، پهپادی، دریایی و سایبری، در همین چارچوب قابل فهم است. هدف اصلی این رویکرد، نه استفاده از قدرت سخت، بلکه سلب اطمینان راهبردی از محاسبات طرف مقابل است.
دومین مؤلفه، تعریف امنیت فراتر از مرزهای سرزمینی و تکیه بر عمق راهبردی منطقهای است. در شرایطی که آمریکا در سند ۲۰۲۶ به واگذاری بخشی از بار امنیتی به متحدان منطقهای روی آورده، ایران نیز امنیت خود را به معادلات ژئوپلیتیکی غرب آسیا پیوند زده است. حضور و نفوذ منطقهای ایران، از منظر راهبردی، ابزاری برای افزایش هزینههای حضور و مهار آمریکا و متحدانش و جلوگیری از تمرکز فشار در یک نقطه خاص تلقی میشود.
سومین محور، بیاثرسازی ائتلافسازی و مهار شبکهای آمریکا است. سند دفاعی ۲۰۲۶ بر تقسیم بار امنیتی و ایجاد همافزایی میان متحدان تأکید دارد؛ با این حال، ایران راهبرد خود را بر بهرهبرداری از شکافهای درون این ائتلافها، تفاوت منافع بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، و شکنندگی اجماعهای ضدایرانی بنا کرده است. در این چارچوب، ایران بهتر است تلاش کند از تبدیل مهار آمریکا به یک اجماع پایدار جلوگیری کند و هزینههای سیاسی و امنیتی آن را افزایش دهد.
چهارمین مؤلفه راهبرد ایران، مواجهه فعال با جنگ ترکیبی آمریکا است. سند دفاعی ۲۰۲۶ استفاده همزمان از ابزارهای نظامی، اقتصادی، سایبری، حقوقی و شناختی را بهعنوان بخشی از راهبرد بازدارندگی آمریکا در نظر میگیرد. در پاسخ، ایران رویکردی ترکیبی اتخاذ کرده است که از یکسو بر اتحاد داخلی و افزایش تابآوری داخلی در برابر فشارهای اقتصادی و روانی تکیه کند و از سوی دیگر، از ظرفیتهای دیپلماتیک، رسانهای و گفتمانی برای خنثیسازی فشارهای خارجی بهره میگیرد. در این چارچوب، ایران خود را صرفاً هدف جنگ ترکیبی نداند، بلکه به کنشگری فعال در این میدان تبدیل شود.
در نهایت، راهبرد ایران در برابر سند راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا را باید در قالب صبر راهبردی فعال همبستگی ملی و مواجهه فهم کرد. ایران با درک اولویتهای جدید آمریکا و محدودیتهای آن، تلاش کند از تمرکز راهبردی واشنگتن بر رقابتهای بزرگتر بهرهبرداری کند، فضای مانور خود را افزایش دهد و بدون ورود به تقابل مستقیم، روند فرسایش قدرت مهار آمریکا را تسریع نماید. این رویکرد، نه بر شتابزدگی استوار است و نه بر انفعال، بلکه بر مدیریت زمان، هزینه و فرصت در شرایط گذار نظم بینالمللی تأکید دارد.
در مجموع، راهبردهای ایران در مواجهه با سند راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا را میتوان تلاشی برای حفظ ابتکار عمل، تثبیت بازدارندگی و تبدیل فشار خارجی به عامل فرسایش راهبردی طرف مقابل دانست؛ راهبردی که آینده آن بیش از هر چیز به توان ایران در حفظ انسجام داخلی، مدیریت محیط منطقهای و تطبیق مستمر با تحولات نظام بینالملل وابسته است.
منبع:
اندیشکده راهبرد تحول، «تحلیلی بر سند راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا»، نشریه بررسی راهبردی، شماره ۲۰۵، بهمن ۱۴۰۴