جمعه, ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ / قبل از ظهر / | 2026-05-08
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: 40106 |
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۳۰ | ارسال توسط :
۰
2
ارسال به دوستان
پ

پویاروز – تهران-«ایران بارها در پیشگاه تاریخ ثابت کرده است که بازیگری عقلانی و صاحب استراتژی است که عمل را با عمل و اراده را با اراده پاسخ می‌دهد. منطق برخورد تهران روشن است، در برابر فشار و ارعاب، پولادین و مقاوم؛ و در برابر احترام متقابل و پایبندی به تعهدات، آماده تعاملی سازنده و مبتنی بر حکمت است.»

در میان طیف گسترده و متنوع گروه‌های فشار در آمریکا، مکانیسم‌های نفوذ و نقش تصلب‌آفرین لابی‌های یهود حامی اسرائیل، به مانعی بنیادین در مسیر عقلانیت سیاسی و استقلال تصمیم‌گیری واشینگتن تبدیل شده و لابی یهود به دلیل سازمان‌دهی تشکیلاتی فوق‌العاده، قدرت مالی چشمگیر در کارزارهای انتخاباتی و نفوذ راهبردی در شریان‌های رسانه‌ای، جایگاهی فراتر از استانداردهای دموکراتیک در ساختار سیاسی آمریکا یافته است.

عرصه سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران، همواره صحنه تناقض‌های آشکار و بن‌بست‌های خودساخته بوده است. در حالی که دونالد ترامپ بار دیگر با ادبیاتی متفاوت از تمایل برای مذاکره و رسیدن به توافق با ایران سخن می‌گوید، همزمان سایه تهدیدات نظامی و فشارهای سنگین اقتصادی بر سر این ادعا سنگینی می‌کند. واقعیت این است که آمریکایی‌ها در مذاکرات، جدیت لازم را از خود نشان نداده‌اند و همین که این‌قدر بین دور اول و دوم فاصله افتاده است، خود یک نمونه و گواه بر این مدعاست. همچنین، صحبت‌های ضد و نقیضی که در سطوح مختلف حاکمیتی واشینگتن بیان می‌کنند، نشانه دیگری از این عدم جدیت و فقدان اراده واحد برای حل مسائل است.

جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر تجربه تاریخی خود، تنها معیار اعتبار هرگونه مذاکره را در اقدامات عملی و تجلی حسن نیت واقعی جست‌وجو می‌کند. در این مسیر، اولین و حیاتی‌ترین گام برای ایالات متحده، خروج از اسارت فکری لابی‌های صهیونیستی و شکستن حصار غیرانسانی تحریم‌هاست.برای تحلیل دقیق این وضعیت، نباید تنها به لایه‌های سطحی سخنان مقامات واشینگتن بسنده کرد، بلکه باید به اعماق ساختار سیاسی گروه های فشار داخلی آمریکا و نیروهای محرکه‌ای نگریست که تصمیمات کاخ سفید را جهت‌دهی می‌کنند. در میان طیف گسترده و متنوع گروه‌های فشار در آمریکا، مکانیسم‌های نفوذ و نقش تصلب‌آفرین لابی‌های یهود حامی اسرائیل، به مانعی بنیادین در مسیر عقلانیت سیاسی و استقلال تصمیم‌گیری واشینگتن تبدیل شده است. به گونه‌ای که با تداخل در اولویت‌های ملی آمریکا، همواره مسیر دیپلماسی را به بن‌بست می‌کشانند.

واقعیت انکارناپذیر در سپهر سیاسی ایالات متحده این است که لابی یهود به دلیل سازمان‌دهی تشکیلاتی فوق‌العاده، قدرت مالی چشمگیر در کارزارهای انتخاباتی و نفوذ راهبردی در شریان‌های رسانه‌ای، جایگاهی فراتر از استانداردهای دموکراتیک در ساختار سیاسی آمریکا یافته است. با وجود آنکه یهودیان درصد اندکی از جمعیت آمریکا را تشکیل می‌دهند، اما توانسته‌اند به تأثیرگذارترین اقلیت در ساختار قدرت تبدیل شوند.

تمرکز اصلی این شبکه بر حفظ و ارتقای روابط استراتژیک میان واشینگتن و تل‌آویو است. در صدر این فعالیت‌ها، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک) قرار دارد که به عنوان معمار اصلی سیاست‌های خاورمیانه‌ای آمریکا شناخته می‌شود. آیپک با نفوذ عمیق در کنگره و نهادهای اجرایی، توانسته است امنیت و منافع صهیونیسم را به عنوان بخشی تفکیک‌ناپذیر از منافع ملی آمریکا تعریف کند، به طوری که بسیاری از مقامات آمریکایی حتی علی‌رغم میل باطنی خود، ناچار به هماهنگی با خواسته‌های این سازمان هستند.

تاریخ دیپلماسی در دهه‌های اخیر به وضوح نشان داده است که هرگاه کورسوی امیدی برای کاهش تنش میان تهران و واشینگتن پدیدار شده، لابی رژیم صهیونیستی به رهبری بنیامین نتانیاهو، در نقش اصلی بازیگر تخریب‌گر، به عنوان مانع اصلی هرگونه گشایش دیپلماتیک، میان ایران و آمریکا وارد عمل شده است. او با استفاده از نفوذ لابی‌هایی چون آیپک، همواره تلاش کرده تا مذاکرات بین دو کشور را به بن‌بست بکشاند؛ چراکه نتانیاهو به ‌خوبی می‌داند بقای سیاسی او در گرو تداوم وضعیت بحرانی و پروژه‌ی ایران‌هراسی است. از این رو، او با فضاسازی‌های کاذب و ارائه اطلاعات مخدوش به مقامات آمریکایی و به ویژه شخص رئیس جمهور، سعی دارد هرگونه توافق احتمالی را به عنوان یک اشتباه تاریخی جلوه دهد.

تلاش‌های لابی صهیونیستی در کشاندن آمریکا به جنگ‌های خانمان‌سوز منطقه، از جمله جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، گواهی بر این مدعاست که منافع تل‌آویو همواره بر منافع ملی آمریکا و ثبات منطقه‌ای اولویت داشته است. امروز نیز نتانیاهو با تحت فشار قرار دادن دولت آمریکا، سعی دارد هرگونه مذاکره احتمالی را مشروط به مسائلی کند که کاملاً خارج از چارچوب‌های متعارف بین‌المللی است. او به دنبال آن است که با گره زدن مسائل هسته‌ای به توان دفاعی و موشکی ایران، عملاً امکان دستیابی به یک توافق عادلانه را از ریشه نابود کند. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران همواره تاکید کرده است که هرگونه توافقی صرفاً ماهیت هسته‌ای داشته و هیچ موضوع دیگری را شامل نمی‌شود. توسعه برنامه موشکی متعارف، حق ذاتی و مشروع هر کشوری برای دفاع از تمامیت ارضی خود است و طبق قوانین بین‌المللی، هیچ نهاد یا کشوری نمی‌تواند کشوری دیگر را از داشتن ابزارهای دفاعی منع کند.

روشن است سیاست‌های قلدرمآبانه دولت آمریکا که تحت تاثیر سیاست های مخرب رژیم صهیونیستی به دنبال خلع سلاح دفاعی ایران در منطقه‌ای پرآشوب هستند، پیشاپیش محکوم به شکست است. ایران به هیچ وجه بر سر امنیت ملی و ابزارهای دفاعی بازدارندگی خود مذاکره نخواهد کرد. درخواست‌های مقامات آمریکایی برای مذاکرات فراتر از برجام، نشان‌دهنده فقدان اراده واقعی برای حل مسئله است. تا زمانی که سیاست خارجی آمریکا در گروی تأمین مطامع زیاده‌خواهانه رژیم صهیونیستی باشد، هرگونه تلاش برای مذاکره، مسیری بی‌سرانجام و فاقد دستاورد عملی خواهد بود.

برای دستیابی به یک راه حل پایدار، دولت آمریکا ابتدا باید شجاعت لازم برای خروج از زیر سایه سنگین لابی صهیونیسم را پیدا کند. نفوذ آیپک و دیگر سازمان‌های مشابه باعث شده تا سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه به جای تامین منافع مردم این کشور، در خدمت اهداف توسعه‌طلبانه اسرائیل باشد. همان‌طور که در کتاب «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» اشاره شده، نفوذ این لابی حتی باعث تغییر مواضع رؤسای جمهور سابق آمریکا نظیر اوباما و بوش در موضوعات کلیدی شده است.

ترامپ اگر واقعا می‌خواهد به عنوان یک معامله‌گر بزرگ شناخته شود، باید ابتدا معامله خود را با لابی‌های داخلی کشورش نهایی کند و اجازه ندهد نتانیاهو با جوسازی و فضاسازی، بار دیگر مسیر دیپلماسی را منحرف کند. مذاکره تحت فشار صهیونیسم، تنها به تکرار چرخه‌های تنش منجر خواهد شد. اکنون توپ در زمین ایالات متحده قرار دارد. اگر ترامپ به دنبال مذاکره واقعی است، باید ابتدا حسن نیت خود را با دور کردن نتانیاهو از میز تصمیم‌گیری ثابت کند.

ایران بارها در پیشگاه تاریخ ثابت کرده است که بازیگری عقلانی و صاحب استراتژی است که عمل را با عمل و اراده را با اراده پاسخ می‌دهد. منطق برخورد تهران روشن است، در برابر فشار و ارعاب، پولادین و مقاوم؛ و در برابر احترام متقابل و پایبندی به تعهدات، آماده تعاملی سازنده و مبتنی بر حکمت است. اما واشینگتن باید این حقیقت گریزناپذیر را درک کند که چنین تعاملی هرگز به معنای معامله بر سر خطوط قرمز، عقب‌نشینی از حقوق هسته‌ای یا حراج توانمندی‌های دفاعی و بازدارنده نخواهد بود.

جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر تجربه تاریخی خود، تنها معیار اعتبار هرگونه مذاکره را در اقدامات عملی و تجلی حسن نیت واقعی جست‌وجو می‌کند. در این مسیر، اولین و حیاتی‌ترین گام برای ایالات متحده، خروج از اسارت فکری لابی‌های صهیونیستی و شکستن حصار غیرانسانی تحریم‌هاست. پیش‌شرط بازگشت به این وضعیت، رفع کامل، یکباره و بدون قید و شرط تمامی تحریم‌های ظالمانه‌ای است که تحت عناوین فریبنده (هسته‌ای، حقوق بشری و ادعاهای تروریستی) علیه معیشت و سلامت ملت ایران وضع شده‌اند. پس از آن، نوبت به اعاده‌ اعتبار به تعهدات پیشین، ارائه تضمین‌های لازم و فراتر از همه، جبران خسارات عظیم و ناعادلانه‌ای می‌رسد که در پی سال‌ها تروریسم اقتصادی بر پیکره اقتصاد و سفره ملت ایران وارد شده است.

*کارشناس مسائل بین الملل

 

 

 

منبع خبر ( ایرنا ) است و پویا روز | pooyarooz.ir در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 40106 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  09120720761  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پویا روز | pooyarooz.ir مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.
لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پویا روز | pooyarooz.ir در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نظرتان را بیان کنید