پویاروز – طی روزهای اخیر، صدور حکم انتصاب مدیرکل جدید و غیربومی محیط زیست استان ایلام با واکنشهای گستردهای از سوی کنشگران اجتماعی، فعالان رسانهای و کارشناسان بومی استان روبهرو شده است. این انتصاب، نهتنها به گفتوگویی دامندار در محافل تخصصی بدل شد، بلکه نگارنده را بر آن داشت تا بهعنوان یک کُنشگر اجتماعی، دیدگاه شخصی خود را درباره معیارهای انتخاب مدیران دستگاههای اجراییِ حساس و کلیدی استان به بوته نقد بگذارد.
انتصاب مدیرکل جدید و غیربومی محیط زیست استان ایلام، دگر بار بحثِ داغ « بومیگرایی » در مقابل «چرخش نخبگانی» را دامن زده است. این نوشته درپی آن است تا با نگاهی فراتر از موافقتها و مخالفتها، ضرورتها، محاسن و چالشهای این نوع انتصابات را در دستگاههای کلیدی استان واکاوی کند.
فارغ از هرگونه قضاوت و داوریِ قطعی درخصوص این انتصاب، بهنظر میرسد تبیینِ ضرورتِ استفاده از مدیران بومی در مدیریت برخی دستگاههای اجرایی امری انکارناپذیر است. سازمانهایی همچون محیط زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی و صنایع دستی، فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش و … که ذاتاً با بافتِ زیستی اقلیمی، جغرافیایی، آداب، سنن و رسوم، فرهنگ و توپوگرافیِ خاص و منحصر بهفرد هر استان گره خوردهاند از جمله دستگاههایی هستند که انتصاب مدیر بومی، کارآمدی بهتر و نقشآفرینی موثرتری را در مدیریت دستگاه و توسعه استان در پی دارد، مصداقا؛ مدیری که بر مسند سازمانی همچون محیط زیست تکیه میزند، ناچار است کامل و جامع بر مسائل زیستمحیطی، نقاط آسیبپذیر اکولوژیک، توپوگرافی جغرافیایی استان و منطقه، شبکههای ارتباطیِ جوامع محلی و حتی خردهفرهنگهای تأثیرگذار بر منابع طبیعی اشرافیت داشته باشد.
این شناختِ عمیق و جامع که حاصل سالها زیستِ جمعی و تجربه میدانی در همان زیستبوم است در تصمیمگیریهای راهبردیِ مدیر به عنوان شخص اول تصمیمگیر دستگاه نقش تعیینکنندهای ایفا میکند و از بروز تصمیماتِ فاقد پشتوانه محلی توسط وی جلوگیری مینماید.
با تمامی این تفاسیر، نباید از مزایای گردشِ مدیریتی و بهرهمندی از نیروهای غیربومی در سمتهای مدیریتی سطح کشور غافل شد. چرخشِ نخبگانی، اگر بر پایه شایستگیهای علمی و تجربیِ اثباتشده باشد، میتواند دستاوردها و سرمایهی تازهای برای استانها به همراه داشته باشد.
نگرشِ نوین، انتقالِ تجاربِ مدیریتیِ ملی و امکانِ بهکارگیریِ الگوهای موفقِ سایر استانها و مناطق کشور، از جمله ظرفیتهایی هستند که یک مدیر غیربومی میتواند به عنوان یکی از پیشرانهای موثر در توسعهپایدار و تحولآفرین در مدیریت استان بهکار گیرد. چه بسا در برخی از موارد، این رویکردِ تازه، میتواند باعث خلق فرصتهای پیشبینینشده و جهش در توسعه پایدار استان شود.
قابل ذکر است که ظرفیت نیروی انسانی و بدنه کارشناسی دستگاههای اجرایی، میتواند بخشی از ضعفها و کاستیهای مدیران غیربومی استان را جبران نماید و از ظرفیت بدنه کارشناسی کارآمد و متخصص در راستای تقویت بدنه مدیریتی و توسعه فعالیتهای دستگاه بهره گرفت، همچنین؛ میتوان از این ظرفیتها در نقش راهنما و پشتیبان مدیریت غیربومی بهره گرفت و خلا و نقص شناخت او را در حوزههای زیستمحیطی و فرهنگی پرنماید.
در پایان؛ ضمن تبریک این انتصاب به مدیرکل جدید محیط زیست استان ایلام و آرزوی توفیق برای ایشان در این مسئولیت خطیر و قدردانی از سالها تلاش و کوشش مدیرکل اسبق این سازمان، با تاکید بر نگاه شایستهسالاری، تخصص و تجاربِ ارزنده مدیرکل پیشین محیط زیست استان، انتظار میرود؛ سیستم مدیریتی کشور از ظرفیت، تجربه و تخصص افراد توانمندی همچون فرزندان کاربلد استان ایلام نیز در سمتهای مدیریتی سطوح ملی بهره گیرد.