چهارشنبه, ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ / بعد از ظهر / | 2026-05-20
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: 45308 |
تاریخ انتشار : ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۴ | ارسال توسط :
ارسال به دوستان
پ

پویاروز – تهران – ایده ناکارآمدی برون‌سپاری امنیت کشورهای جنوب خلیج فارس، دیگر صرفاً صدایی نیست که از تهران شنیده‌شود. درس‌های جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل به ایران به صورت عملی ثابت کرد که چتر امنیتی ایالات متحده آمریکا نه تنها مایه آرامش خاطر کشورهای عربی جنوب خلیج فارس نیست، بلکه باری اضافه و عامل ناامنی و آسیب‌پذیری این کشورها است.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، در حالی که کمتر از سه ماه از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حملات مشروع تلافی‌جویانه ایران به پایگاه‌های نظامی و تجهیزات متجاوزان در کشورهای منطقه می‌گذرد، روز به روز تعداد بیشتری از کارشناسان و تحلیل‌گران در سراسر جهان به این موضوع اشاره می‌کنند که معماری امنیتی مبتنی بر واگذاری استقلال به ازای تضمین امنیت یا ساز و کار امنیت اجاره‌ای برای کشورهای جنوب خلیج فارس کارایی نداشته‌است.

دیوید رابرتس، استاد کینگز کالج لندن، در یادداشتی برای نشریه فارن افرز با عنوان «نظم نوین برای خلیج فارس» به تاریخ ۱۰۰ ساله خیانت‌های غرب در تامین امنیت کشورهای جنوب خلیج فارس اشاره می‌کند و می‌نویسد: «حامیان خارجی اغلب به منافع کشورهای حوزه خلیج فارس خیانت می‌کنند. بریتانیا در سال ۱۹۲۲ دوسوم از خاک کویت را واگذار کرد، در دهه ۱۹۶۰ متحدان خود در یمن را به حال خود رها کرد. کارنامه واشنگتن نیز دست‌کمی از آن ندارد. در سال ۱۹۷۹، ایالات متحده در حالی که انقلاب، ایران (اصلی‌ترین شریک منطقه‌ای‌اش در آن زمان) را در بر می‌گرفت، صرفاً نظاره‌گر بود. در جریان بهار عربی، واشنگتن هیچ حمایتی از شرکای خود در بحرین و مصر به عمل نیاورد. در سال ۲۰۱۹، پس از حمله به تاسیسات آرمکو، بزرگترین تاسیسات پالایش نفت عربستان سعودی، واشنگتن از نشان دادن یک واکنش معنادار خودداری کرد. در سال ۲۰۲۵ نیز قطر، که یکی از متحدان کلیدی ایالات متحده است، هدف بمباران ایران و به‌طور جداگانه اسرائیل قرار گرفت.»

این ایده که اتکا به قدرت‌های خارجی نتوانسته‌است امنیت کشورهای جنوب خلیج فارس را تامین کند، بعد از جنگ جاری آمریکا و اسرائیل علیه ایران به تدریج در میان تحلیل‌گران و رسانه‌های مختلف بین‌المللی پژواک پیدا می‌کند.

عبدالله بندر العطیبی، استاد دانشگاه قطر در یادداشتی برای الجزیره می‌نویسد: «کشورهای خلیج فارس نمی‌توانند تا ابد برای تعیین آینده امنیتی خود به بازیگران خارجی متکی باشند.» العطیبی معتقد است که همکاری امنیتی و ایجاد ساز و کار امنیتی منطقه‌ای در خلیج فارس یک ضرورت غیرقابل چشم‌پوشی است. او می‌نویسد: «در نهایت، خلیج فارس باید انتخاب کند که می‌خواهد به میدانی برای جنگ دائم تبدیل شود یا معمار ثبات منطقه‌ای.» عطیبی استقلال استراتژیک کشورهای جنوب خلیج فارس را بر این مبنا تعریف می‌کند: «مقابله با نفوذ ایران بدون اینکه به ابزار اعمال اقدام‌های اسرائیل تبدیل شوند، مشارکت با ایالات متحده بدون واگذاری تمام تصمیمات امنیتی به واشنگتن، تعامل اقتصادی با چین بدون پذیرش وابستگی و حفظ کانال‌های ارتباطی بدون به خطر انداختن حاکمیت ملی.»

 

پایان عصر صلح آمریکایی

توصیه به استقلال استراتژیک از امریکا صرفا مختص منطقه خلیج فارس نیست. در اروپا نیز قدرت‌های اروپایی به شکل روزافزونی به دنبال ایجاد استقلال امنیتی و نظامی از آمریکا هستند. واژه پکس‌آمریکانا (عبارت لاتین به معنای صلح آمریکایی) از بعد از جنگ جهانی دوم به عنوان ساز و کار امنیتی حفاظت از صلح تحت چتر حمایتی ابرقدرت غرب برای متحدان آمریکا به کار می‌رفت. با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا این ساز و کار به تدریج در حال از میان رفتن است و روز به روز شکاف میان دو سوی اقیانوس اطلس عمیق‌تر می‌شود.

برای کشورهای جنوب خلیج فارس هم پس از جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل به ایران، اهمیت استقلال استراتژیک بیش از هر زمانی دیگری روشن شده‌است. کشورهای جنوب خلیج فارس دریافته‌اند که آمریکا برای حفاظت از منافع خودش و اسرائیل در منطقه، به منافع هیچ یک از به اصطلاح متحدانش اهمیتی نمی‌دهد. آمریکا بدون مشورت با کشورهای منطقه تصمیم به آتش‌افروزی گرفت و زمانی که این به اصطلاح متحدان هدف حملات تلافی جویانه قرار گرفتند، هیچ کمکی به آنها نکرد. آمریکا برای ادامه جنگ یا صلح هم قرار نیست هیچ حرف‌شنوی و توصیه‌پذیری از به اصطلاح متحدان داشته‌باشد.

این واقعیت دیگر کاملا برای کشورهای جنوب خلیج فارس روشن شده‌است، اما راهکار جایگزین که ایجاد ساز و کار امنیت منطقه‌ای درون‌زا است، همچنان آرزویی دور از دسترس است.

دیوید رابرتس توضیح می‌دهد: «راه برون‌رفت از این وضعیت، نیازمند رها کردن فرضیه‌ای است که یک قرن بر امنیت خلیج فارس حاکم بوده است؛ یعنی این فرض که امنیت کالا یا امتیازی است که باید خریداری و معامله شود، نه قابلیتی که باید توسط خود کشورها ساخته‌شود. این امر مستلزم آن است که کشورهای حوزه خلیج فارس خودشان با ایران تعامل کنند، نه اینکه منتظر بمانند تا واشنگتن این کار را برای آن‌ها انجام دهد. توافق میان پادشاهی‌های خلیج فارس و ایران باید در قالب معاهده‌ای صورت گیرد که در آن، خروج گام‌به‌گام نظامیان آمریکا از پایگاه‌های خود در خلیج فارس، به عنوان سنگ بنای یک معامله جامع منطقه‌ای عمل کند.»

این پژوهشگر امنیتی با اشاره به اینکه آمریکا و اسرائیل تهدید موجودیتی برای ایران هستند، توضیح می‌دهد: «ایرانی که دیگر با تهدیدهای وجودی از سوی ایالات متحده و اسرائیل مواجه نباشد، انگیزه کمتری برای توسعه همیشگی توانمندی‌های نظامی خود خواهد داشت. با این حال، هرگونه عقب‌نشینی آمریکا نه یک‌جانبه خواهد بود و نه بی‌قیدوشرط. در ازای خروج آمریکا (امتیازی بزرگ که پیش از این هرگز روی میز نبوده است) احتمالاً تهران آماده خواهد بود تا امتیازاتی بیش از آنچه در هر توافق قبلی داده بود، واگذار کند.»

 

نزدیکی به ابرقدرت امنیت نمی‌آورد

هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی و وزیر خارجه فقید ایالات متحده آمریکا نقل قول مشهوری دارد که می‌گوید: «دشمن آمریکا بودن می‌تواند خطرناک باشد، اما دوستی با آن مرگبار است.» کشورهای خلیج فارس بعد از جنگ تحمیلی اخیر، به وضوح نتایج عملی این جمله را درک کردند.

آمیتاب ماتو، تحلیل‌گر هندی، در روزنامه نیو ایندین اکسپرس می‌نویسد: «همان‌طور که ما مدت‌ها پیش به عنوان دانشجویان روابط بین‌الملل آموختیم، به‌اصطلاح ثبات در خلیج فارس بر پایه‌ یک فرض بنیادین استوار بود: اینکه قدرت آمریکا می‌تواند بدون ایجاد بی‌ثباتیِ ریشه‌ای در منطقه، ضامن ثبات آن باشد. این همان منطقی است که می‌توان آن را امنیت عاریتی نامید؛ ساز و کاری که در آن، رژیم‌های محلی در ازای دریافت حمایت و حفاظت، استقلال استراتژیک خود را واگذار می‌کردند. اما اکنون، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یک تناقض مرکزی را در ژئوپلیتیک معاصر آشکار کرده است: در عصر جنگ‌های دقیق و پاسخ‌های تلافی‌جویانه نامتقارن، نزدیک بودن به یک ابرقدرت سلطه‌گر دیگر تضمین‌کننده امنیت نیست؛ بلکه برعکس، می‌تواند کشورها را در معرض خطر قرار داده و آسیب‌پذیری‌های آن‌ها را تشدید کند. کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون خود را در کانون این تناقض می‌بینند.»

زیاد مطلا، تحلیل‌گر مسائل منطقه در پایگاه خبری موندوویس نوشت: «کشورهای جنوب خلیج فارس برای دهه‌ها، دسترسی به آمریکا را با نفوذ، نزدیکی را با حفاظت و همسویی را با استقلال اشتباه گرفتند. با این حال، در لحظات بحرانی، این عدم تقارن کاملاً عیان و آشکار می‌شود؛ تصمیم‌ها و اولویت‌ها در جای دیگری تعیین می‌شوند، در حالی که خطرات آن را باید کشورهای منطقه به جان بخرند. مرکز امپراتوری عمل می‌کند و کشورهای اقماری، ضربات را جذب می‌کنند.»

مطلا تاکید می‌کند: «نبودِ احترام، این سازوکار را حتی فرساینده‌تر و مخرب‌تر می‌کند. خلیج فارس در خط مقدم استراتژی آمریکا قرار داده شد، اما با آن به عنوان یک عنصر مصرفی و یک‌بارمصرف رفتار شد. وقتی مقامات آمریکایی به طور تلویحی اشاره کردند که هزینه‌های این درگیری بر دوش این کشورها خواهد افتاد، پیام کاملاً واضح بود: این یک مشارکت میان دو طرف برابر نیست، بلکه یک سلسله‌مراتب مبتنی بر منفعت‌طلبی است. در این فرمول‌بندی، خلیج فارس به عنوان یک بازیگر مستقل و صاحب اراده به تصویر کشیده نمی‌شود، بلکه به عنوان مخزنی از سرمایه نگریسته می‌شود؛ یعنی کمتر به عنوان یک شریک و بیشتر به عنوان یک کیسه پول که می‌توان به راحتی از آن برداشت کرد.»

این تحلیل‌گر ادامه می‌دهد: «حاکمان خلیج فارس اکنون در یک نقطه عطف ایستاده‌اند. آن‌ها می‌توانند به این توهم ادامه دهند که نزدیکی به قدرت آمریکا امنیت را تضمین می‌کند، یا اینکه با این حقیقت تلخ‌تر روبرو شوند که حاکمیت ملی را نمی‌توان اجاره داد و مشروعیت را نیز نمی‌توان بدون اصول حفظ کرد. مسیر اول، آرامش خاطر موقت و آسیب‌پذیری دائمی را به همراه دارد؛ مسیر دوم نیازمند بازنگری، استقلال و بیش از هر چیز، تمایل به همسو کردن سیاست‌ها با ارزش‌ها و کرامت انسانی است. در هر دو حالت، پادشاهی‌های خلیج فارس بارها ثابت کرده‌اند که امتداد پروژه‌های استعماری قدیمی هستند که مردم خود را سرکوب می‌کنند. جنگ ایران پیام واضحی برای مستبدان عرب است: زمان آن فرا رسیده که به استعمارزدایی روی آورند. هرچند نشانه‌های کمی وجود دارد که تغییر این وضعیت را تایید کند.»

 

 

 

منبع خبر ( ایرنا ) است و پویا روز | pooyarooz.ir در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 45308 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  09120720761  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پویا روز | pooyarooz.ir مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.
لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پویا روز | pooyarooz.ir در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نظرتان را بیان کنید