از خونِ فرمانده، هزاران سردار برخاست *فرشته قاسمیان
پویاروز – در واپسین روزهای زمستان ۱۴۰۴، ایران، سرزمینی که همواره در کوران حوادث قامت افراشته است، در سختترین آزمون تاریخ خود قرار گرفته بود.
جانم فدای رهبر و وطنم؛ همسر شهید محمد رضا کشاورز از افتخار پاسداری میگوید
پویاروز – ایلام — هوا در آستانه تابستان، عطر دلانگیز بهار را با گرمای نخستین روزهای فصل در هم آمیخته است، ساعت ۱۰ صبح است و من میهمان بانو طاهره یوسفی، همسر شهید محمدرضا کشاورز، پاسدار وطن هستم
شرف؛ میراثِ ایستادگی ✍فرشته قاسمیان
پویاروز – بیش از سه ماه است که خیابانها، سنگرِ استقامتِ مردمی شده که در تلاطمِ طوفانها، خم به ابرو نیاوردهاند، در این شبهای بلند، میان سوز سرما و گرمای هوا ، زیر رگبارِ سنگینِ بمبارانهای خبریِ دشمنانی که چشم دیدنِ اقتدارِ این خاک را ندارند، مردمِ اصیل و ریشهدارِ ایران همچون کوه ایستادهاند.
پنج قامتِ ایستاده در غبار؛ روایتِ آخرین سکانسِ حماسه خرمشهر ✍فرشته قاسمیان
پویاروز – وقتی به هشت سال دفاعِ مقدس میاندیشم و رشادتهای بیبدیلِ فرزندان این آب و خاک در ذهنم جان میگیرد، بیش از هر چیز، آن لحظاتِ سرنوشتسازی برایم تداعی میشود که مردانِ این سرزمین، با دستِ خالی اما دلی به وسعتِ دریا، تاریخ را ورق زدند.
شب هشتاد و دوم؛ لالایی وطن در گوش کودکان ✍فرشته قاسمیان
پویاروز – امشب، هشتاد و دومین شب از تجمعاتی است که برای پاسداشت وطن برگزار میشود، حضور کودکان در این گردهماییهای پُر شور و زیبا، رنگ و بوی خاصی به فضا میدهد؛ از طفل دوسالهای که در آغوش مادرش آرام گرفته، تا کودکانی ده و دوازدهساله که مشتاقانه میخواهند در کارها کمک کنند.
نبضِ وطن در تپش؛ روایتِ ۸۰ شبِ ایستادگی *فرشته قاسمیان
پویاروز – با اینکه در واپسین روزهای دومین ماه بهار هستیم، امشب هوا ناخوانده رو به سردی نهاده است؛ بارانی نرم و آهسته میبارد و نسیم ملایم، صورت را نوازش میکند، این شب، هشتادمین شبی است که مردم اصیل ایران، برای پاسداری از تاریخ، تمدن، اسلام و تلاش هزاران سالهی ملت خویش، به میدان آمدهاند تا ایران، «ایران» بماند.
رئیسی؛ رئیسجمهوری که خدمت را تا لحظه آخر ترک نکرد *فرشته قاسمیان
پویاروز -تقدیم به همه خادمان بینام و نشان که برای مردم از جان مایه میگذارند.
روایت شب های مقاومت/ هفتادو هشت بار عشق به ایران *فرشته قاسمیان
پویاروز- امروز بیست و هفتم اردیبهشت است؛ یکی از همان روزهای بهاری که هوای لطیفش، آدمی را به بیرون از خانه و به دامان طبیعت فرا میخواند.
تقدیم به سپاه پاسداران/ مردان سبز پوشی که مهرشان در دل مردم ایران جاودانه است * فرشته قاسمیان
پویاروز – وسط تابستانی گرم و سوزان در دهه شصت، با ذرتهایی که تازه از مزرعه چیده بودم، به سوی خانه میرفتم، در حیاط، مادرم زغالها را آماده کرده بود تا بلالها را کباب کند، زغالها سرخ و شعلهور بودند و صدای ترقوتروقشان هر لحظه بلندتر میشد، مادرم بلالها و بادبزن را به من سپرد و مشغول کارهای دیگرش شد.
ایران سرزمین پهلوانان و پرچمداران حق *فرشته قاسمیان
پویاروز – روزهایی چند از جنگ گذشته، از جنگی که بی خبر آمد، راستش را بخواهی، بی خبر، بیخبر هم نبود، صدایش از دوردست ها می آمد، شب ها که سر بر بالش می گذاشتم، بین خواب و بیداری این جنگ بود که بر آسایش چشمانم سایه افکنده بود، به خواب که می رفتم، رویاهایم جنگی بود.